|
|
|
|
|
خدایا به خاطر همه نعمت هایی که تا حالا بهم دادی شکر خوشحالم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم کاش گاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم فاصله های میان خویش را با خطوط دوستی مبهم کنیم کاش وقتی آرزویی میکنیم از دل شفاف مان هم رد شود مرغ آمین هم از آنجا بگذرد حرف های قلبمان را بشنود ...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا را دوست دارم ، به خاطر اينكه آهنگ حرف هاش هميشه آرومم میکنه |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 27 مهر1388ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
ايمان داشته باش كه كوچكترين محبت ها از ضعيف ترين حافظه ها پاك نمي شود |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
ای کاش علی شویم و عالی باشیم
هم سفره کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم
نان آور سفره های خالی باشیم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
کاش در کتاب قطور رفاقت سطری باشیم ماندنی! نه حاشیه ای از یاد رفتنی... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
خدایا ...
به محبت علی (ع) مرا ببخش . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
هیچ كس نمی تواند به دلش یاد بدهد كه نشكند ولی من به دلم یاد دادم وقتی شكست تیزی آن دست كسی كه آن را شکسته است نبرد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
کارواني که بود بدرقه اش حفظ خدا ، به تجمل بنشيند به جلالت برود خدایا خودت کمکم کن.... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
ازخدا میخواهم کوزه ای که یک عمر قطره قطره آبرو درآن ریختم با تلنگری نشکند.... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر روزی بشر گردی ، ز حال ما خبر گردی ، پشیمان می شوی از قصه ی خلقت... از این بودن... از این بدعت ... خداوندا ! نمی دانی که انسان بودن و مردن... در این دنیا چه دشوار است! چه زجری می کشد آن کس، که انسان است و از احساس سرشار است... " دکتر علی شریعتی " |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
مشکلات مانند دست اندازهای جاده اند. کمی از سرعتتان کم می کنند اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد. زیاد روی دست اندازها توقف نکنید. به حرکت تان ادامه دهید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
عید ولایت بر عاشقانش مبارک |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 26 آذر1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
انگار روزی ديگر فرارسيده اگر چشمهایت گشوده شدند و اگر می توانی ساده لبخند بزنی بدان که خداوند هنوزعاشق توست... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم وامیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی تو به خانه رفتی وبه نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی. اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر،یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو... روز خوبی داشته باشی ... دوست و دوستدارت: خدا
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 17 آذر1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
امروز روز تولدمه
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 3 آبان1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
و ماه کاسه شیریست که ستارگان یتیم پس از شهادت مولا هنوز به آن لب نزده اند تو این شب ها خیلی التماس دعا |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1387ساعت توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
چيزي رو كه دوست داري بدست بيار ... وگرنه مجبوري چيزي رو كه بدست مياري دوست داشته باشي
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1387ساعت توسط آسمان
|
|
||